| Message 22/6/2005
نام : siyavash jokar
ایمیل : [email protected]
موضوع : لطفا متن را به انگلیسی برگردان کنید
پیام: موادوروش ها
جهت انجام این مطالعه از114عدد موش صحرایی نر نژاد ویستار و با وزن بین250-200گرم استفاده شد و موش ها به دو دسته 57تایی І وΠ تقسیم شدند. دستهΙ وΠهرکدام به پنج گروه 9تایی ودو گروه6تایی تقسیم شدند.درطول مطالعه حیوانات درشرایط طبیعی بدون محدودیت آب وغذا نگهداری شدند.موشهای دسته Ι جهت وابستگی به مرفین وموشهای دسته Π جهت کنترل انتخاب شدند.برای وابستگی به مرفین موشهای صحرایی سولفات مرفین را از طریق آب آشامیدنی با غلظت4/میلی گرم درمیلی لیتر دریافت کردند[9]. سوکروزجهت از بین بردن مزه تلخ مرفین به آب آشامیدنی اضافه می شد.برای ارزیابی توسعه وابستگی پس از گذشت بیست روز از دریافت سولفات مرفین با استفاده از تزریق داخل صفاقی هیدروکلرید نالوکسان با غلظت دو میلی گرم بازای هر کیلوگرم به هفت موش وابسته وهفت موش کنترل جهت مقایسه ، علایم سندروم ترک مورد بررسی قرارگرفت(علایم مذکور شامل اسهال ،پتوز،پیچ وتاب خوردن ،لرزش سر،جویدن،انزال،ارکسیون،کاهش وزن و.......می باشد). سپس0درمان با مرفین از سر گرفته شد . پس از ایجاد وابستگی به مرفین تشنج حاد ایجاد گردید.جهت آزمایش تشنج حاد ابتدا پس از قرار دادن حیوان درRestrainer با آنژیوکت یکی از دو سیاهرگ طرفی دم رگ گیری شد، بلافاصله تزریق ماده تشنج زا با استفاده از سرنگ انفوزیون شروع شد و زمان ثبت گردید. مدت زمان لازم برای اولین حرکت تشنجی
[16] و آخرین مرحله تشنج یعنی تونیک_کلونیک [7 ] یادداشت می شد. سپس با استفاده از سرعت دستگاه ،مدت زمان تزریق ، غلظت ماده مورد نظر و وزن ، مقدار ماده لازم جهت ایجاد آستانه تشنج و تشنج تونیک- کلونیک اندازه گیری شد. هر موش فقط یک بار مورد آزمایش تشنج حاد قرار گرفت. برای بررسی اثرات اگونیست های گیرنده GABAA بر روند تشنج هر کدام از مواد موسیمول و THIP بطور مجزا ده دقیقه قبل ازتجویز ماده تشنج زا بصورت وریدی به حیوان تزریق می شد[15 ] . لازم به ذکر است که گروه های شش تایی جهت آزمایش مواد تشنج زا همراه با موسیمول در گروه های کنترل و وابسته به مرفین مورد استفاده قرار گرفتند . جهت مقایسه مقادیر بدست آمده بین هر گروه آزمایش و گروه کنترل آن از آزمون t غیر زوج استفاده گردید و مقادیر5./>p معنی داردر نظر گرفته شد.
نتایج:
در موش های گروه A و گروه کنترل آن ماده PTZ به تنهایی مورد استفاده قرار گرفت . میانگین مقادیر PTZ ( بر حسب میلی گرم بازای هر کیلوگرم وزن بدن) برای ایجاد تشنج تونیک- کلونیک در دو گروه کنترل و وابسته به مرفین اختلاف آماری معنی داری نشان نداد در حالیکه مقادیر لازم جهت آستانه تشنجی دو گروه اختلاف آماری معنی داری نشان داد011/ P= (جدول1وشکل 1) . در موش های گروهB و گروه کنترل آن ماده پیکروتوکسین مورد آزمایش قرار گرفت . میانگین مقدار لازم از ماده پیکروتوکسین جهت ایجاد آستانه تشنجی و همچنین تشنج تونیک- کلونیک بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین تفاوت آماری معنی داری را نشان نداد (شکل1و جدول2) . در موش های گروه C و گروه کنترل آن ماده بیکوکولین آزمایش گردید . میانگین مقدار لازم ازماده بیکوکولین جهت ایجاد آستانه تشنجی و همچنین تشنج تونیک - کلونیک بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین اختلاف معنی داری را نشان نداد که به ترتیب0009/ P=و017/ P= بود (شکل1وجدول2) در موش های گروهB و گروه کنترل آن ماده PTZ درحضور ماده THIP آزمایش گردید. میانگین مقدار لازم از ماده PTZ ( در حضور ماده THIP ) جهت ایجاد آستانه تشنجی بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان نداد . میانگین مقدار لازم از ماده PTZ (در حضور ماده THIP) جهت ایجاد تشنج تونیک- کلونیک بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان داد 041/P= (شکل2وجدول1) . در موش های گروه E و گروه کنترل آن ماده PTZ در حضور موسیمول آزمایش گردید. میانگین مقدار لازم از ماده PTZ (در حضور ماده موسیمول) جهت ایجاد آستانه تشنجی بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان داد025/ P= میانگین مقدار لازم از ماده PTZ (در حضور ماده موسیمول) جهت ایجاد تشنج تونیک- کلونیک بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان داد05/ P= ( جدول1وشکل2) . در موش های گروه F وگروه کنترل آن ماده بیکوکولین در حضور THIP آزمایش گردید. میانگین مقدار لازم از ماده بیکوکولین (در حضور ماده THIP ) جهت ایجاد آستانه تشنجی بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین ازنظرآماری اختلاف معنی داری نشان نداد. میانگین مقدارلازم از ماده بیکوکولین (در حضور THIP ) جهت ایجاد تشنج تونیک- کلونیک بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان داد0055/ P= (شکل3 وجدول2). در موش های صحرایی گروه Gو گروه کنترل آن ماده بیکوکولین در حضور موسیمول آزمایش گردید.میانگین مقدار لازم از ماده بیکوکولین (درحضورماده موسیمول ) جهت ایجاد آستانه تشنجی بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان نداد . میانگین مقدار لازم از ماده بیکو کولین (در حضور ماده موسیمول) جهت ایجاد تشنج تونیک- کلونیک بین دوگروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان نداد (شکل3 وجدول2)
بحث ونتیجه گیری:
بر اساس نتایج مطالعه حاضر وابستگی به مرفین از طریق تأثیر بر سیستم گاباارژیک می تواند موجب افزایش شدت بروز تشنج گردد. در آزمایش ماده PTZ ، مقدار آستانه تشنجی موش های وابسته به مرفین نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری نشان داد . ولی مقدار تشنج تونیک- کلونیک در این دو گروه اختلاف معنی داری نداشت .در مطالعات قبلی گزارش شد که موش های صحرایی وابسته به مرفین نسبت به گروه کنترل در چهار تزریق اول ماده PTZ (جهت ایجاد کیندلینگ) درجات بالاتری از تشنج نشان می دهند، بعلاوه مقدارآستانه تشنجی در تشنج حاد ناشی از PTZ درگروه وابسته به مرفین کاهش معنی داری نسبت به گروه کنترل دارد در حالی که مقدار تشنج تونیک- کلونیک در دو گروه کنترل و وابسته به مرفین اختلاف معنی داری نشان نداده است[ 9 ] . بررسی دیگری نشان داده که استفاده حاد مقادیر بالای مرفین، اثر تسهیل کنندگی بر ایجاد تشنج دارد[ 7 ]. همچنین مدارکی وجود دارد که وابستگی به مرفین موجب افزایش بروز تشنج ومرگ ناشی ازتجویز ماده PTZ در موشهای وابسته نسبت به گروه کنترل میگردد[ 10 ]. در مطالعه دیگری آمده است تجویز مرفین بصورت زیرجلدی موجب کاهش آستانه تشنج القاء شده توسط انفوزیون وریدی PTZ میگردد بعلاوه شدت تشنج القاءشدهPTZ را افزایش می دهد[ 4 ].این یافته ها نه تنها در راستای نتایج بررسی ما می باشد بلکه نشان می دهد که تجویز حاد ومزمن مرفین به گونه ای مشابه بر تشنجات ناشی از PTZ تاثیر میگذارد.از طرفی دیگر گزارش شده که درهیپوکامپ موش صحرایی نوعی مهار نرون هایGABA که توسط اپیوئیدها واسطه گری می شود،وجود دارد[17 ]. بعلاوه اثرتسهیلی مرفین بر تشنج ناشی ازPTZ مشابه اثر این ماده بر تشنج ناشی از آنتاگونمیست رقابتیGABAA (بیکوکولین)می باشد.[10و4 ومطالعه حاضر].با توجه به یافته های ذکر شده اگر چه نمی توان امکان درگیری سیستم های دیگری غیر از سیستم گاباارژیک در روند القاء تشنج ناشی ازPTZ را رد کرد ، اما باتوجه به این که محل اثر PTZ برروی گیرنده GABAA همان محل اثر پیکروتوکسین واحتمالاً محل های ناشناخته دیگری برروی این گیرنده باشد[11 ].لذاPTZ می تواند اثر تشنج زایی خود را بوسیله تداخل با سیستم گاباارژیک اعمال می کند.هرچند پیکروتوکسین همانند PTZ از طریق اثر بر کانال کلر موجب مهار گیرنده GABAA میگردد، ولی هیچ تفاوتی در تشنج های حاصل از این ماده در بین گروه کنترل و وابسته به مرفین مشاهده نگردید،که ممکن است به این علت باشد که PTZ علاوه برتاثیر بر محل اثرپیکروتوکسین بر نواحی دیگری از گیرنده GABAA که هنوز ناشناخته مانده است اثر نماید[11] بعلاوهPTZ ممکن است بخشی از آثار تشنج زایی خود را از طریق مکانیسم های دیگری اعمال نماید. مدارکی وجود دارد کهPTZ برروی خصوصیات غشایی نرون ها اثر می گذارد به این معنی که : 1- موجب تغییر هدایت پتاسیم از کانالهای پتاسیمی وابسته به ولتاژمیگردد[14و12].2- موجب تغییر هدایت پتاسیم از کانال های پتاسیمی وابسته به کلسیم می شود [14]. 3- موجب کاهش هدایت یون کلر (القاء شده توسط ناقل عصبی ) می گردد [18] . 4- موجب آزاد سازی ذخایر درون سلولی کلسیم شده و آن را به سطح داخلی غشاء سلول هدایت می نماید[19]. همه این آثار با توجه به مکانیسم های پایه ایجاد تشنج می توانند در بروز تشنج دخیل باشند . در آزمایش ماده بیکوکولین (BIC ) موش های صحرایی وابسته به مرفین دوز های تشنجی آستانه و تونیک- کلونیک کمتری نسبت به گروه کنترل داشتند . محققین دیگر نشان دادند که تجویز حاد مرفین موجب تسهی&%2
Replies
Date: 30/7/2005 Name: Max Email: Message: Jogar,to mokhet khole ya koset? kodum kun goshadi miyad in kire 3 metriye kharo vasat tarjomeh kone.kose khare har chi mushe sahraeeye,kone lagheshon.ye kalam az man beshno aziz,bikhiyal sho vo khodet ro sare kar nazar. تاریخ : 23/6/2005 نام : siyavash jokar ایمیل : siyavash [email protected] پیام: نام : siyavash jokar
ایمیل : [email protected]
موضوع : لطفا متن را به انگلیسی برگردان کنید
پیام: موادوروش ها جهت انجام این مطالعه از114عدد موش صحرایی نر نژاد ویستار و با وزن بین250-200گرم استفاده شد و موش ها به دو دسته 57تایی І وΠ تقسیم شدند. دستهΙ وΠهرکدام به پنج گروه 9تایی ودو گروه6تایی تقسیم شدند.درطول مطالعه حیوانات درشرایط طبیعی بدون محدودیت آب وغذا نگهداری شدند.موشهای دسته Ι جهت وابستگی به مرفین وموشهای دسته Π جهت کنترل انتخاب شدند.برای وابستگی به مرفین موشهای صحرایی سولفات مرفین را از طریق آب آشامیدنی با غلظت4/میلی گرم درمیلی لیتر دریافت کردند[9]. سوکروزجهت از بین بردن مزه تلخ مرفین به آب آشامیدنی اضافه می شد.برای ارزیابی توسعه وابستگی پس از گذشت بیست روز از دریافت سولفات مرفین با استفاده از تزریق داخل صفاقی هیدروکلرید نالوکسان با غلظت دو میلی گرم بازای هر کیلوگرم به هفت موش وابسته وهفت موش کنترل جهت مقایسه ، علایم سندروم ترک مورد بررسی قرارگرفت(علایم مذکور شامل اسهال ،پتوز،پیچ وتاب خوردن ،لرزش سر،جویدن،انزال،ارکسیون،کاهش وزن و.......می باشد). سپس0درمان با مرفین از سر گرفته شد . پس از ایجاد وابستگی به مرفین تشنج حاد ایجاد گردید.جهت آزمایش تشنج حاد ابتدا پس از قرار دادن حیوان درRestrainer با آنژیوکت یکی از دو سیاهرگ طرفی دم رگ گیری شد، بلافاصله تزریق ماده تشنج زا با استفاده از سرنگ انفوزیون شروع شد و زمان ثبت گردید. مدت زمان لازم برای اولین حرکت تشنجی [16] و آخرین مرحله تشنج یعنی تونیک_کلونیک [7 ] یادداشت می شد. سپس با استفاده از سرعت دستگاه ،مدت زمان تزریق ، غلظت ماده مورد نظر و وزن ، مقدار ماده لازم جهت ایجاد آستانه تشنج و تشنج تونیک- کلونیک اندازه گیری شد. هر موش فقط یک بار مورد آزمایش تشنج حاد قرار گرفت. برای بررسی اثرات اگونیست های گیرنده GABAA بر روند تشنج هر کدام از مواد موسیمول و THIP بطور مجزا ده دقیقه قبل ازتجویز ماده تشنج زا بصورت وریدی به حیوان تزریق می شد[15 ] . لازم به ذکر است که گروه های شش تایی جهت آزمایش مواد تشنج زا همراه با موسیمول در گروه های کنترل و وابسته به مرفین مورد استفاده قرار گرفتند . جهت مقایسه مقادیر بدست آمده بین هر گروه آزمایش و گروه کنترل آن از آزمون t غیر زوج استفاده گردید و مقادیر5./>p معنی داردر نظر گرفته شد. نتایج: در موش های گروه A و گروه کنترل آن ماده PTZ به تنهایی مورد استفاده قرار گرفت . میانگین مقادیر PTZ ( بر حسب میلی گرم بازای هر کیلوگرم وزن بدن) برای ایجاد تشنج تونیک- کلونیک در دو گروه کنترل و وابسته به مرفین اختلاف آماری معنی داری نشان نداد در حالیکه مقادیر لازم جهت آستانه تشنجی دو گروه اختلاف آماری معنی داری نشان داد011/ P= (جدول1وشکل 1) . در موش های گروهB و گروه کنترل آن ماده پیکروتوکسین مورد آزمایش قرار گرفت . میانگین مقدار لازم از ماده پیکروتوکسین جهت ایجاد آستانه تشنجی و همچنین تشنج تونیک- کلونیک بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین تفاوت آماری معنی داری را نشان نداد (شکل1و جدول2) . در موش های گروه C و گروه کنترل آن ماده بیکوکولین آزمایش گردید . میانگین مقدار لازم ازماده بیکوکولین جهت ایجاد آستانه تشنجی و همچنین تشنج تونیک - کلونیک بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین اختلاف معنی داری را نشان نداد که به ترتیب0009/ P=و017/ P= بود (شکل1وجدول2) در موش های گروهB و گروه کنترل آن ماده PTZ درحضور ماده THIP آزمایش گردید. میانگین مقدار لازم از ماده PTZ ( در حضور ماده THIP ) جهت ایجاد آستانه تشنجی بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان نداد . میانگین مقدار لازم از ماده PTZ (در حضور ماده THIP) جهت ایجاد تشنج تونیک- کلونیک بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان داد 041/P= (شکل2وجدول1) . در موش های گروه E و گروه کنترل آن ماده PTZ در حضور موسیمول آزمایش گردید. میانگین مقدار لازم از ماده PTZ (در حضور ماده موسیمول) جهت ایجاد آستانه تشنجی بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان داد025/ P= میانگین مقدار لازم از ماده PTZ (در حضور ماده موسیمول) جهت ایجاد تشنج تونیک- کلونیک بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان داد05/ P= ( جدول1وشکل2) . در موش های گروه F وگروه کنترل آن ماده بیکوکولین در حضور THIP آزمایش گردید. میانگین مقدار لازم از ماده بیکوکولین (در حضور ماده THIP ) جهت ایجاد آستانه تشنجی بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین ازنظرآماری اختلاف معنی داری نشان نداد. میانگین مقدارلازم از ماده بیکوکولین (در حضور THIP ) جهت ایجاد تشنج تونیک- کلونیک بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان داد0055/ P= (شکل3 وجدول2). در موش های صحرایی گروه Gو گروه کنترل آن ماده بیکوکولین در حضور موسیمول آزمایش گردید.میانگین مقدار لازم از ماده بیکوکولین (درحضورماده موسیمول ) جهت ایجاد آستانه تشنجی بین دو گروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان نداد . میانگین مقدار لازم از ماده بیکو کولین (در حضور ماده موسیمول) جهت ایجاد تشنج تونیک- کلونیک بین دوگروه کنترل و وابسته به مرفین از نظر آماری اختلاف معنی داری نشان نداد (شکل3 وجدول2) بحث ونتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر وابستگی به مرفین از طریق تأثیر بر سیستم گاباارژیک می تواند موجب افزایش شدت بروز تشنج گردد. در آزمایش ماده PTZ ، مقدار آستانه تشنجی موش های وابسته به مرفین نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری نشان داد . ولی مقدار تشنج تونیک- کلونیک در این دو گروه اختلاف معنی داری نداشت .در مطالعات قبلی گزارش شد که موش های صحرایی وابسته به مرفین نسبت به گروه کنترل در چهار تزریق اول ماده PTZ (جهت ایجاد کیندلینگ) درجات بالاتری از تشنج نشان می دهند، بعلاوه مقدارآستانه تشنجی در تشنج حاد ناشی از PTZ درگروه وابسته به مرفین کاهش معنی داری نسبت به گروه کنترل دارد در حالی که مقدار تشنج تونیک- کلونیک در دو گروه کنترل و وابسته به مرفین اختلاف معنی داری نشان نداده است[ 9 ] . بررسی دیگری نشان داده که استفاده حاد مقادیر بالای مرفین، اثر تسهیل کنندگی بر ایجاد تشنج دارد[ 7 ]. همچنین مدارکی وجود دارد که وابستگی به مرفین موجب افزایش بروز تشنج ومرگ ناشی ازتجویز ماده PTZ در موشهای وابسته نسبت به گروه کنترل میگردد[ 10 ]. در مطالعه دیگری آمده است تجویز مرفین بصورت زیرجلدی موجب کاهش آستانه تشنج القاء شده توسط انفوزیون وریدی PTZ میگردد بعلاوه شدت تشنج القاءشدهPTZ را افزایش می دهد[ 4 ].این یافته ها نه تنها در راستای نتایج بررسی ما می باشد بلکه نشان می دهد که تجویز حاد ومزمن مرفین به گونه ای مشابه بر تشنجات ناشی از PTZ تاثیر میگذارد.از طرفی دیگر گزارش شده که درهیپوکامپ موش صحرایی نوعی مهار نرون هایGABA که توسط اپیوئیدها واسطه گری می شود،وجود دارد[17 ]. بعلاوه اثرتسهیلی مرفین بر تشنج ناشی ازPTZ مشابه اثر این ماده بر تشنج ناشی از آنتاگونمیست رقابتیGABAA (بیکوکولین)می باشد.[10و4 ومطالعه حاضر].با توجه به یافته های ذکر شده اگر چه نمی توان امکان درگیری سیستم های دیگری غیر از سیستم گاباارژیک در روند القاء تشنج ناشی ازPTZ را رد کرد ، اما باتوجه به این که محل اثر PTZ برروی گیرنده GABAA همان محل اثر پیکروتوکسین واحتمالاً محل های ناشناخته دیگری برروی این گیرنده باشد[11 ].لذاPTZ می تواند اثر تشنج زایی خود را بوسیله تداخل با سیستم گاباارژیک اعمال می کند.هرچند پیکروتوکسین همانند PTZ از طریق اثر بر کانال کلر موجب مهار گیرنده GABAA میگردد، ولی هیچ تفاوتی در تشنج های حاصل از این ماده در بین گروه کنترل و وابسته به مرفین مشاهده نگردید،که ممکن است به این علت باشد که PTZ علاوه برتاثیر بر محل اثرپیکروتوکسین بر نواحی دیگری از گیرنده GABAA که هنوز ناشناخته مانده است اثر نماید[11] بعلاوهPTZ ممکن است بخشی از آثار تشنج زایی خود را از طریق مکانیسم های دیگری اعمال نماید. مدارکی وجود دارد کهPTZ برروی خصوصیات غشایی نرون ها اثر می گذارد به این معنی که : 1- موجب تغییر هدایت پتاسیم از کانالهای پتاسیمی وابسته به ولتاژمیگردد[14و12].2- موجب تغییر هدایت پتاسیم از کانال های پتاسیمی وابسته به کلسیم می شود [14]. 3- موجب کاهش هدایت یون کلر (القاء شده توسط ناقل عصبی ) می گردد [18] . 4- موجب آزاد سازی ذخایر درون سلولی کلسیم شده و آن را به سطح داخلی غشاء سلول هدایت می نماید[19]. همه این آثار با توجه به مکانیسم های پایه ایجاد تشنج می توانند در بروز تشنج دخیل باشند . در آزمایش ماده بیکوکولین (BIC ) موش های صحرایی وابسته به مرفین دوز های تشنجی آستانه و تونیک- کلونیک کمتری نسبت به گروه کنترل داشتند . محققین دیگر نشان دادند که تجویز حاد مرفین موجب تسهی&%2
--------------------------------------------------------------------------------
|